خرید بک لینک
(؟)

روی نرده ها نشسته بودم و پاهامو تاب میدادم

اون پایین اسکلا داشتن دعوا میکردن

جِی:صد هزار مرتبه بهتون گفتم ما طویله باز نکردیم که هر خری رو راه بدیم

رِن:تو طویله که خر نگه نمیدارن،خر مال آخوره

- آخور مال اسبه ها!

جی:تو یکی حرف نزن که الاغ مورد نظر خودتی

- الاغ مورد نظر در دسترس نمی باشد.لطفا بعدا جفتک بندازید

رن:خف بابا

-چتونه امروز جر دادین؟

رن:چیو؟

- قلاده رو

جی:تو رو که با پوزه بند نگه داشتیم،هنوزم غیر قابل تحملی

- :-)

جی:گو بخور باوا

همون موقع رئیس با صاف کردن صداش ما رو متوجه خودش کرد

- بعه داش ریی ایس!(همون رئیس خودمون)ما نیستیم خوشی؟

اخم ترسناکی کرد که به صورت ظریف و دخترونه ش نمیومد.عروسکی بود این مرد برا خودش!

رئیس:بت نگفته بودم شَرِتو از سر ما جمع کن؟

- ببخشید آق ریی ایس،نه اینکه ما بدبخت بیچاره ها کر و کوریم،نمی بینیم حق مسلم مون داره هولوپی از گلوی شما میره پایین!

جدی شده بودم و همه میدونستن من موقع جدیتم چقدر ترسناکم.من،پسری که قبل از راه رفتن قمه کشیدنو یادش داده بودن

رئیس:این بار قراره چه بدبختی از کنارت بهمون برسه؟

قیافه مو کردم عینهو گربه شرک:من؟!!!بدبختی؟!!!منکه اینقده ماهم،میخوره بهم بدبختی برسونم؟

رن:ازار تو خونته بچه.تو ذاتا مریضی

بلند خندیدم:یه جوری میگی انگار خودم ندونم

جی:خب؟

- دادا ریی ایس،هنو اون رفیق خفاشت تو پر و پاچه ته؟

رئیس:منظورت اون پسره ی گنده دماغه؟آره خو

-اوهوم

رئیس:حالا تو چه صنمی با اون داری؟

- گمونم از کنارش به یه چن تا انگل مزاحم برسم

رن خندید:اوووووو!خودشون میدونن چه روانی یی پی شونه؟

- نچ،ولی اگه بدونن...

رئیس عینهو قاشق نشسته پرید تو حرفم:جِیکی موریبیکو،قاتل دورگه ای که جهان مخفی ازش میترسه،تو با اونا چیکار داری؟

فقط خندیدم

[ پنجشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۶ ] [ ] [ lunatic subaru ] [ ]

برچسب: نویسنده: کامران طاهری تاريخ: چهارشنبه 18 مرداد 1396 ساعت: 4:23

صفحه بندی