بالهای سوخته ی من 20 - تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 4:21
(آیاتو) - الله اکبر!!!اونم هیشکی نه کو؟ یوما:مگه برادر من چشه؟ - حالا الکی رگ گنده نکن.نگفتم ک چیزیشه.منظورم این بود ک مگه اون دختره چیکاره ی کوئه؟ببینم نکنه از تیر طایفه ی شماست؟ روکی:نه بابا.ب عمرم ندیده بودم اینو لایتو:ولی الحق و النصاف عجب تیکه ای بودا!داداشتون خیلی خر شانسه همچین حوری بهشتی اوم...
برو(شهرام شکوهی) - تاریخ: 1396/9/20 ساعت: 0:17
تنها منم همه در تنم یادگاری تو چشم خیس و ترمواسه اینکه دار وندار منی چقدر تو رو دوست دارم برونذار گریه هامو ببینی عزیزیه کاری نکن کم بیارم بروزمین و زمان مست یک عشق توستمی خوام از زمین و زمان کنده شمت&#1
خبر خبر! - تاریخ: 1396/9/20 ساعت: 0:17
سلام^^ اومدم یکی دوتا چیز بگم اول:یکی از داداشام یه مجله ی علمی میخونه ب اسم دانستنیها.این مجله یه بخش برا ارسال پیامک مخاطباش داره.اون سری ک از سر بیکاری داشتم ورقش میزدم رسیدم ب این بخش.ی نفر پیامک داده &#1
امشب شبه... - تاریخ: 1396/9/20 ساعت: 0:17
امشب شب اخره که مزاحم دلت شدم خورشید فردام مال تو ببخشید که عاشقت شدم
اهای... - تاریخ: 1396/9/20 ساعت: 0:17
اهای بارون پاییزی کی گفته تو غم انگیزی؟ تو داری خاطراتم رو تو ذهن کوچه میریزی
خودم میدونم چقد خاک بر سریه - تاریخ: 1396/9/20 ساعت: 0:17
دفترچه مرگ من...! خودم میدونم افتضاح شده شما دیگه نگین  
بالهای سوخته من 19 - تاریخ: 1396/9/20 ساعت: 0:17
آی ملت...! - تاریخ: 1396/9/20 ساعت: 0:17
آهای مردم!!!!!!! امروز عروسیمه!!!!!!!! بالاخره ب عشقم رسیدم!!!!!!! میخوام برم تو شهر داد بزنم آهااااااااااای،من و عشقم امروز رسما مال هم شدیم دوستت دارم کاترین،خیلی زیاد دوست دارم همه ی زندگیم ادرس تالار:katrin-subaru.mihanblog.com برین &#1583
بالهای سوخته ی من 20 - تاریخ: 1396/9/20 ساعت: 0:17
صرفا جهته...! - تاریخ: 1396/9/20 ساعت: 0:17
اههههههههههم!!!!!! من ی همچین وبسایتیو دیدمaiatosakamaky.blogfa.com ک کل مطالبش کپی از منه و تقریبا هم میدونم نویسنده ش کیه! خواستم بگم ازین ب بعد رمان رو مث اون وبم طولانی میذارم ولی رمز دار هر کی هم رفت این وب ب نویسنده ش بگه ک ل&
بالهای سوخته ی من 21 - تاریخ: 1396/9/20 ساعت: 0:17
  رمزو ب ی سری از بجها دادم.هر کی خواست بیاد بگه
فاز فراموشی(حمید عسکری) - تاریخ: 1396/6/7 ساعت: 11:54
شب و تنهایی و گیتار و غم و این دلِ بیمار و این حالِ خرابم من و بیخوابی و بی تابی و دلتنگی و حسی که میده بی تو عذابم تو با یه گوشیه خاموشی و تو فازِ فراموشی و من دربه در تو تو لبات خندون و تو چشمِ من اشکِ بیخیال کی به کیه، فدایه سرِ تو عشقم بعد تو چقد بده حالم به دیونگی رسید کارم ولی باز هواتو دارم د...
بالهای سوخته ی من 17 - تاریخ: 1396/6/7 ساعت: 11:54
(کو) سرم خیلی درد میکرد.مطمئن بودم سرم رو یه جای نرمه،ولی کجا؟بعد سوبارو هیچکی براش مهم نبود که رو یه جای گرم و نرم بخوابم شک داشتم حتی بعد از مرگم هم کسی به فکر دفن کردن جنازه م باشه.ته تهش بچپوننم تو یه چاله ی خاکی این...این چه حسیه؟یکی داره رو موهام دست میکشه.لمسش خشن نیس،نرمه.با محبته.چه حالی می...
)-: - تاریخ: 1396/6/7 ساعت: 11:54
در این سکوت بیرحم،حرفی بزن خدا راشعری بخوان که ذوقی،بخشد حضور ما رابر سقف زندگانی،خاموش مانده چندی ستروشن کن از سرودی،قندیل واژه ها راتاریکی درون ها،همراه سیل خون هالحظه به لحظه سازد،تاریک تر فضا را"دیوانگی" این دیو،دیوارها بر آوردتا آشنا نبیند،دیدار آشنا راچون صاعقه بر افروز،کبریت آرزوییتا صبحدم بب...
تو هم رفتی(خشایار اعتمادی) - تاریخ: 1396/6/7 ساعت: 11:54
تو هم رفتی مثل هرچی که داشتممثل عمری که پای تو گذاشتممثل هرچی که تو این باغچه کاشتم تو هم رفتیتو هم رفتی چه ساده لحظه ی رفتنتو آینه پیش چشم منمنو با دستای کوچتکشیدی بر صلیب تن منی که با تو گُل کردمتویی که باورم کردیشکفتم در مسیر بادتو رفتی پرپرم کردی تو ای مابین من تا تنتو ای هر بیت شعر منتو هم با م...
2ominous - تاریخ: 1396/6/7 ساعت: 11:54
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
آواز قو ۱۱ - تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 16:49
(شو) ولو بودم رو مبل و داشتم اهنگ می گوشیدم که یهو یکی نشست روم! - خوابم برادرم،نمردم که سوبارو:داری با زندگی اون دختر چیکار میکنی شو؟ خیلی وقت بود اسممو از زبونش نشنیده بودم.اصن تا حالا فک نکنم گفته بود - منظور؟ سوبارو:الان رفیقش اومده در اتاق یقه میگیره میگه جفتک نندازین تو زندگی دیمون - دیمون؟؟؟!
تلخ - تاریخ: 1396/5/18 ساعت: 4:23
شبیه بغض گلوگیر، در بهانه ی تلخ تب و تباهی و حس قریب تنهایی عجب ضیافت شومی در این شبانه ی تلخ“ چقدر حس بدی است حس تنهایی” دوباره زمزمه ی زیر لب، ترانه ی تلخ کبوتری که جدا مانده از جفتش چگونه پر بزند رو به آشیانه ی تلخ؟ قلم به دست من هر شب به گریه می گوید: چرا دوباره شروعِ شعرِ عاشقانه ی تلخ؟ تمام قص...
به خاطر منم شده... - تاریخ: 1396/5/18 ساعت: 4:23
تو که راهی شدی نمی دانی ، معنی بی قرار یعنی چهمثل یک ماهوارۀ تنها ،گم شدن در مدار یعنی چهحمله ی لشکر غزل دیدی؟ امشب از حس شعر لبریزمغرق آرامشی نمی فهمی ، لحظۀ انفجار یعنی چهمی روی سمت یک فراموشی ، چمدانی گرفته دستت راشاعری بی قرار می فهمد ، سوتِ تلخِ قطار یعنی چهدل من را زدی به دریاها، این دلی که ند
نمی تونم(خراطها) - تاریخ: 1396/5/18 ساعت: 4:23
تمومش می کنم اینبار نه درکم کن نه آروممفقط حرفی بزن با من گل کم حرف و معصومم نگو دل کندن آسونه نه می تونم نه می تونیدارم می رم به جایی که نه می دونم نه می دونی چشام می سوزه از گریه منو دریاب داغونمدلیل این جدایی رو نه می دونی نه می دونم نه بی یارم همیشه من نه قلب مهربون تودیگه باید برم عشقم یا با تو